1288 - اگر خدا عفو كند ، لطف اوست واگر عذابم كند ، من شايستهى آن هستم .
يا رب ز گنه نامهى من گشت سياه * وز غصه ورنج حال من گشت تباه
گر لطف كنى تو كان فضلى وكرم * ور قهر كنى ما همه جرميم وگناه
أوضاع قيامت 1289 - آنگاه كه قيامت نزديك گرديد وزمين لرزش خود را بطور كامل به انجام رسانيد چه قيامتي خواهد بود ! !
1290 - كوهها همانند سرعت ابرها كه حركت آن را مىبينى حركت مىكنند .
1291 - زمين براثر دميده شدن در صور إسرافيل متلاشى مىشود وآنچه را در دل خود جاى داده بوده ( جواهر ومرده ) بيرون مىاندازد .
آن دم كه شود نور امامت ظاهر * بر خلق شود سر قيامت ظاهر
عالم همه در نور خدا گردد محو * وز هر طرفي شود علامت ظاهر
1292 - در چنين روزى بايد كسى از مردم بپرسد كه در دنيا چه كارهائى را انجام دادهاند .
1293 - زمين حوادثى را كه روى آن انجام گرفته بيان مىدارد واين اعلام كارها بخاطر دستوري است كه خدا بآن داده است .
1294 - تمام آنان كه بايد بحساب آنها رسيدگى شود ، پير وكودك در پيشگاه عدل الهى حاضر مىگردند .