ستايش امام عليه السّلام از لشكريان خود 1103 - قوم من به هنگام درگير شدن جنگ ( تنبهتن ) سينههاى خود را راه عبور نيزهها قرار مىدهند وپيش مىتازند .
1104 - براي حمله به دشمن زرهها را روى قلبها پوشيدهاند ، ( بدون وحشت بقلب دشمن مىزنند . )
داريم جماعتى ز أرباب بصر * وز أهل صفا هميشه يابند نظر
در معركه از خصم ندارند حذر * پيوسته كنند سينه در جنگ سپر
از حرص پرهيز كن 1105 - فكر كن كه دنيا تسليم تو است ، مگر مرگ گريبانت را نمىگيرد ؟ ! 1106 - تو كه از دنيا به اندازهى سايهء علامت فرسخ ( كه در راهها نصب مىكنند ) بيشتر نمىخواهى ، با دنيائى كه جمع مىكنى مىخواهى چه كنى ؟
گيرم كه جهان مسخر كلك تو است * هر گوهر ودر كه هست در سلك تو است
يك قطعه زمين تو را چه كافى باشد * زين فكر چه حاصل كه جهان ملك تو است
آمادگى براي مرگ 1107 - كمر خود را براي مرگ محكم ببند كه مرگ تو را ملاقاة خواهد كرد .
1108 - آنگاه كه مرگ به ديدارت آمد از آن وحشت مكن .