1032 - چه بسيار ضعيفانى كه از نظر عقل عقبمانده وشوريدهاند واز نظر رزق گويا كنار دريا نشسته واز دريا بهره مىبرند ( رزق آنان كم نمىشود ) .
جمعى كه به علم ومعرفت مىكوشند * از آتش غصه روز وشب در جوشند
وانها كه به جهل راه حقّ مىپوشند * پيوسته مى از جام طرب مىنوشند
ستايش از مرگ 1033 - خدا از جانب ما پاداش خوب به مرگ بدهد ، زيرا مرگ نسبت به ما خيرانديشتر ومهربانتر است .
1034 - در آزاد كردن جانها از شكنجه عجله مىكند وإنسان را به خانهاى كه محترمترين خانههاست نزديك مىسازد .
تحصيل كمال نفس شد پيشهى من * جز بادهى عشق نيست در شيشهء من
بر من چه بقاى نفس روشن شده است * هرگز نبود ز مرگ انديشهى من
أوصاف خدا 1035 - اى خداى من با قلب ( براي من ) شناخته شدهاى . اى آقاى من هميشه به حقّ معروفي .
1036 - اى خدا ! آن روزى كه نه نوري بود كه از آن بهرهمند گردند ونه سايهاى روى زمين بود كه بآن پناه ببرند ، تو وجود داشتى .
1037 - ما را به اختلاف تمام مردم وهرچه در فكر وخيالها نهفته است نزديك وآشنا ساختى .