845 - هر فردى به چيزى دل مىبندد كه نمىتواند آن را بچنگ آورد ، مرگ هم از خود وى به أو نزديكتر است .
كس نيست در اين دور كه از روى صفا * باشد به طريق مهر وآئين وفا
هرچند كه با كسى وفا بيش كنى * از جانب أو بيش رسد جور وجفا
مرگ مىرسد زاد نجات از عذاب را ذخيرة كن 846 - از مرگ نه يك چشم برهم زدن ونه يك لحظه در امانى هرچند دربان وپاسبانهاى فراوان داشته باشى .
847 - توجه داشته باش كه تيرهاى مرگ به هدف مىخورد ، به هر زره پوشيده وصاحب سپرى نفوذ مىكند .
848 - چه عيبى در دين تو هست كه راضى مىشوى دين خود را چرك كنى اما لباست شسته وتميز باشد .
849 - به پيروزى ( بر عذاب ) اميدوارى اما راه پيروزى را نمىروى بدون ترديد كشتى بر روى خشكى حركت نخواهد كرد .
از تير اجل چه جان نخواهى بردن * بايد كه هميشه دل نهى بر مردن
تا چند براي مال وأسباب جهان * هردم دل خلق عالمي آزردن
سلام بر مردم قبرستان 850 - سلام بر مردمى كه در قبرستان خوابيده وپوسيده شدهاند ، گويا در مجالس دنيا ننشسته ونبودهاند .