تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان أمير المؤمنين ( ع ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
شمشير وخنجر در جنگ عطر علي عليه السّلام است 857 - شمشير وخنجر در ميدان نبرد گلى است كه مىبوئيم . از گل نرجس وآس نفرت دارم . 858 - آب نوشيدنى ما خون دشمنان ما وجام آن جمجمه سرهاى آنهاست .
در باغ ظفر چه تيغ نيلوفر ماست * پيكان به مثل غنچه‌ى جان‌پرور ماست روزى كه ز خون دشمنان باده خوريم * شك نيست كه كاسه‌ها سر ساغر ماست
859 - من شيرى دلير هستم كه از شجاعت با گوشه چشم نگاه مىكنم . قهرمانى هستم كه نيرومندم ودر آخر شب استراحت مىكنم وپناهگاه آسايش ديگرانم . 860 - آنگاه كه جنگ‌ها دندان نشان دهند ونفس كشيدن‌ها به هنگام نبرد روى جريان طبيعي نباشند ، 861 - قهرمان از صداى نيزه وشمشيرها وحشت نمىكند .
آن شير دلم كه خون اعدا ريزم * وز دشمن خود به هيچ رو نگريزم آفاق كنم به چشم دشمن تاريك * چون گرد بلا ز هر طرف انگيزم
در جنگ أحد امام عليه السّلام أسامة بن زيد را مىترساند 862 - بزودى قربت ناگهانى وشجاعانهء شمشير واثر نيزه‌اى كه شديد فرود مىآيد وقهرمانان را به خاك مىاندازد همه خواهند ديد . 863 - امروز آتش جنگ را با هيزم بزرگ آن براي جنگ‌طلبان روشن
ديوان أمير المؤمنين ( ع ) — صفحة 245 | حسين بن معين الدين الميبدي / زمانى