را درك كند )
711 - مگر نمىبينى آب دريا مىخشكد وحوادث روزگار متوجه ماهيهاى دريا مىگردد ؟ ( پس همه جا درد هست )
712 - مگر نمىبينى كه فقير اميد ثروت دارد وپولدار از فقير شدن مىترسد ؟ ! ( فقير از فقر مىنالد وثروتمند از فقر مىترسد )
امروز كسى نيست كه دردى دارد * يا فيض تمام از دل مردى دارد
هر دل كه صفا ونور آن بيشتر است * از أهل زمان هميشه گردى دارد
سختى صبر را مىافزايد 713 - وقتي سختى اضافه شد ، صبر هم افزايش مىيابد . گويا دانهى مشك ( ناف آهوى مشك ) براي شكسته شدن ميان دو قطعه سنگ كوچك قرار گرفته است .
714 - زيرا شكسته شدن مشك بوى آن را اضافه مىكند وبيش از سائيدن آن ، عطر مىدهد . آزادمرد هم در برابر افزايش سختى به صبر خود مىافزايد ( تا ارزشش بيشتر گردد . )
رندى كه برد كوى كرم از كه ومه * در فتنه كند صبر ونيفتد به گره
چون مشك كه هرچند بسائى أو را * بوئى كه دهد ز بيشتر باشد به
نتيجهى خوشاخلاقى 715 - من كه خوشاخلاقى مىكنم مىخواهم با من خوشاخلاقى كنيد وپس از مرگ من براي من بر سر قبرم دعا كنيد .
716 - مىخواهم در مجالس بأهم برخورد محبتآميز داشته باشيم واگر در