بىفائده ورسوب هستند .
اى گشته به عقل وزيركى فرزانه * تحصيل كمال خويش كن مردانه
صافي است كسى كه علم وحكمت دارد * باقي همه درداند « 1 » در اين ميخانه
رسيدن به هدف زحمت دارد 621 - كسى كه كوتاه همتي كند وقتي به هدف خود مىرسد كه در راه هدف ، خود را به خطر اندازد وبكوشد .
622 - وقتي به هدف خود مىرسد كه در راه أنواع هدفها ، نشيب وفرازها را بپيمايد وعذر مردم را بپذيرد ( تا از أو خوشحال شوند وبه أو احترام بگذارند وكمك كنند ) .
خواهى كه شوى ز فيض حقّ دولتمند * وز بهر تو سوزند كواكب چو سپند « 2 »
از أوج حضيض رو مگردان كه شود * خورشيد صفت پايهى قدر تو بلند
623 - براي رسيدن به هدف ، خود را بخطر بيفكن ، سست منشين كه از هيچ آزادهاى بهانه سستى پذيرفته نيست .
624 - اگر در مركزى به آنچه مىخواهى دست نيافتى ، عذرت را با رفتن شبانه ويا حركت در هواي گرم كنار بزن .
اى خواسته از حضرت تو جاه وجلال * زنهار به جائى منشين فارغ بال
هامش
( 1 ) - درد مثل كلمه گرگ به معناى تهنشين ورسوب شراب .
( 2 ) - سپند : اسفند . گياهى كه روى آتش مىريزند ودود مىكنند .