411 - نه به ناداني ماندن تن در مىدهم ونه روش من است بلكه به هنگامى كه خيلى نيازمند به آن شدم مىپذيرم .
آئينه أسماء خدا شد دل من * مجموعه اسرار قضا شد دل من
تا شاه سراپرده اطلاق شدم * از قيد كج وراست جدا شد دل من
توضيح : نظر امام عليه السّلام ( قبول ناداني ) مربوط به مسائلي است كه علل آن از اختيار إنسان خارج است ودر دست خداست كه بايد تسليم خدا بود ودر برابر وى ابراز وجود نكرد .
احتمال ديگر اينكه براي حفظ وحدت اجتماع در مسائلي كه مردم نمىتوانند حقايق را درك كنند ، بايد مثل آنها نادان شد وخلاف مسير اجتماع گام برنداشت كه خلاف مسير اجتماع وأفكار آن گام برداشتن يك نوع انتحار عنواني است .
پيامبران الهى هم كه برخلاف مسير اجتماعي گام برمىداشتهاند با برنامه خاصي آغاز كرده وتكليف را به انجام مىرسانيدهاند وحساب آنان جداست .
412 - اگر مردم مىگويند در وجود علي عليه السّلام نقص است ، راست مىگويند ، ذلت براي آزادمرد ، نقص بزرگترى است .
413 - توجه داشته باشيد كه گاهى محيط زمين با آن فراخى ، براي ساكنان آن ( بخاطر فشار ) تنگ مىگردد وناگزير از ميان نيزههائى كه فرود مىآيد مىتواند فرار كند .
هردم ز بيابان جفا قافلهاى * آيند وكنند از من مسكين گلهاى
ليكن چه كنم كه كرده تقدير خدا * در گردن هر طائفهاى سلسلهاى