تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات البحار ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
از آنكه قران نازل شود ، ان را قرائت مىكرد . همچنين تورات ، انجيل و . . . را مىخواند ؛ كه همه اين‌ها در زمره شهود نبى و ولى هستند . مانند اينكه انسان در بذر و هسته ، درخت را مىبيند . به عبارت ديگر ، پيامبر ( ص ) مرتبه علوى را در اين بچه و روح وى مشاهده نمود . هرچند ممكن است مقتضاى هويت وى اين باشد ، اما اقتضاى اين امر ، حصر فعليت وى نيست ؛ زيرا ماده لطيف وى مركب است و قبلا بيان شد كه لطافت غير از بساطت است و امر با استعداد كاملى كه موجب استكمال و ارتقا است ، منافاتى ندارد . در اين نكته تدبر شود .

مقدمه سوم

اقتضاى غلبه ملكوت آدم بر ملك وى چند امر است : 1 . بودن در باطن عالم و برزخ ان ؛ يعنى بهشت . هرچند او در اين عالم قرار دارد . چنان‌كه خداوند متعال فرموده است :
وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ
« 1 » توضيح اينكه بدن مادى آدم از آنجا كه مركب از امشاج بود و اين اجزا ذاتا متحركند و حركت موجب حركت خاصه مىشود و اين امر مفاد اين فرموده خداوند است كه :
الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً
« 2 » به‌اين‌ترتيب آتش خاص طبيعت را از اجتماع ماده بدن و امتزاج ان با مقام بارئيت حق تعالى يافت و اين همان بدن برزخى سحابى است كه روح خاصى را اقتضا مىنمايد و خداوند هم ان را مىآفريند . و از آنجا كه بدن برزخى از مقتضيات بدن مادى است ، و در بدن مادى و حتى در روح افاضه شده و انشا شده سارى است ، صورت و فعليت بدن برزخى است ، بدن برزخى نيز فعليت
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) : 35 . ( 2 ) . يس ( 36 ) : 80 .
رشحات البحار ( فارسى ) — صفحة 382 | محمد على شاه آبادى / زاهد ويسى