شبهه پنجم [ حال كه مرا عذاب كردى ، چرا به من قدرت دادى و مرا بر آدم ( ع ) مسلط ساختى ]
حال كه چنين است ، چرا به من قدرت دادى و مرا بر آدم ( ع ) مسلط ساختى ؟ حكمت اين كار چه بود ؟
جواب : در مسلط ساختن تو بر آدم ، براى آدم و عالم فوائد گرانبهايى وجود دارد . بيان فوائد اين كار براى آدم ، نيازمند چند مقدمه است :
مقدمه يكم
وقتى كه مشيت خداوند متعال به ايجاد آدم ( ع ) تعلق گرفت و چنانكه قبلا بيان شد آدم فطرتا عاشق كمال ، خاضع در برابر كمال و عادل است ، ناگزير بايد خداوند وى را به صورتى ايجاد مىكرد كه فطرتا كاشف معشوق خود ، كاشف كيفيت خضوع در برابر او ، و كاشف حقوق و حدود باشد تا حق هر ذى حقى را ادا كند . و گرنه ، تعطيل در وجود لازم مىآمد و اين امر ظلم به موجود است و خداوند متعال از اين امر منزه است ؛ زيرا وى به قابليت آدم ( ع ) علم دارد ، و عادل ، غنى ، قادر ، كريم ، رئوف و حكيم است . اين است كه فرمود :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 1 »
مقدمه دوم
بنابراين ، بايد روح آدم نورانىترين ارواح باشد و اين امر مستلزم ان است كه جسد آدم لطيفترين جسدها باشد تا ميان روح و جسم وى تناسب باشد ؛ زيرا بديهى است كه روح افاضه شده به مواد غليظ مانند پاشنه ( پا ) به خاطر غلظت ماده محتجب است ؛ بر خلاف روح افاضه شده به مواد لطيف مانند ماده چشم ، به همين خاطر اين ماده داراى احساس و ادراك قوى است . بر اين اساس ملكوت آدم در ابتداى امر بر ملك وى غلبه يافت و بهاينترتيب
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) : 30 .