بنا عرف اللّه و بنا عبد اللّه « 1 »
خدا بهوسيله ما شناخته شده و بهوسيله ما پرستش مىشود .
چون از طريق بيعت با او ، فرد معتقد به وى تشخص مىيابد . البته از رهگذر مبايعت با ايشان ان شخص در اصل با خداوند بيعت كرده است .
همچنانكه خداوند فرمود :
إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ
« 2 »
كسانى كه با تو بيعت مىكنند ( در حقيقت ) تنها با خدا بيعت مىنمايند .
مقدمه سوم
بيعت با انان يا براساس ، عنوان « 3 » است ( بيعت عنوانى ) . البته اين بيعت هرچند هم مقيد شود ، باز هم امكان شركت در ان وجود دارد و به همين خاطر براى اثبات وحدت ولى مقرب برهان اقامه شود . مانند افرادى كه بدون رسيدن به محضر پيامبر ، على و ائمه ( ع ) با ايشان بيعت مىنمايند . ( بيعت در عصر غيبت ) نوع ديگر بيعت براساس شهود ولى مقرب و تشخص وى است .
مانند افرادى كه در حال حضور ايشان ، به وى ايمان مىآورند . ( بيعت در عصر حضور ) .
حال پس از اطلاع از اين مسائل ، درباره گروه دوم مىگوييم خداوند متعال رسيدن انان به اين شرافت و هدايت را گوارايشان سازد . اما در مورد افرادى كه براساس عنوان با ايشان بيعت كردهاند ، مىگوييم بايد اولياى مقرب قبل از مرگ امت و خروج انان از دنيا ، بر انها ظهور نمايند ؛ زيرا در اين حالت قابليت امت براى اين امر ، اعتقاد انها به اين موضوع ، و فاعليت نبوت و ولايت براى اين كار به اوج خود رسيده است .
البته همه اين موارد براى كامل كردن دايره سعادت مؤمنان است . اما براى
هامش
( 1 ) . همان ، ج 26 ، ص 260 .
( 2 ) . فتح ( 48 ) : 10 .
( 3 ) . يعنى امكان اينكه مصداق ان بيش از يك فرد مشخص باشد ، وجود دارد