بگو : « همان كسى آن را زنده مىكند كه نخستين بار آن را آفريد ؛ و او به هر مخلوقى داناست
إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا
« 1 »
در آن هنگام كه زمين به شدت لرزه درمىآيد ، و كوهها درهم كوبيده مىشود ، و به صورت غبار پراكنده درمىآيد .
ملازمه ميان هيولا و صورت جسميه بر مبناى صورت خاص و متشخصى نيست ؛ زيرا نوع صورت جسميه پس از پراكنده شدن نيز محفوظ است . پس آدم مادى از مقتضيات آدم ملكوتى ، و ان از مقتضيات آدم جبروتى و ان از مقتضيات آدم اول ، يعنى همان مشيت الهى است ، و ان از مقتضيات اسما و صفات لاهوتى است .
بنابراين آدم و عالم باقى و ماندگارند و فيض و فضل بر مخلوقات همچنان ادامه مىيابد . درست است و خورشيد و منظومه ان ( شمسى ) از بين مىروند و با از ميان رفتن ان همه محامل ان هم از ميان مىروند . خورشيدهاى ديگر و منظومههايشان نيز همين گونهاند . اما خداوند همواره با ايجاد خورشيدهاى متعدد و منظومههاى انها در حال خالقيت ، بارئيت و مصوريت است . او اللّه است ؛ آفريننده بسائط ، پديدآورنده تركيب انها ، و صورتدهنده نوعيت انها است .
ازاينرو همواره « امثال » انسان نيز ايجاد مىشوند . چنانكه خداوند متعال فرموده است :
أَ وَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ
« 2 »
آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريد ، نمىتواند همانند آنها [ انسانهاى خاك شده ] را بيافريند ؟ آرى ( مىتواند ) ، و او آفريدگار داناست
و اين همان رجعت امثال است . چنانكه از كثرت آدم و عالم نيز سخن رفته است . خلاصه ، هنگام انحلال عالم و آدم - كه همان
« الطَّامَّةُ الْكُبْرى »
« 3 » و رجوع به
هامش
( 1 ) . واقعه ( 56 ) : 4 - 6 .
( 2 ) . يس ( 36 ) : 81 .
( 3 ) . نازعات ( 79 ) : 34 .