من جده خاله و والده * و امه اخته و عمته
اجدر ان يبغض الوصى و ان * ينكث يوم الغدير بيعته
آيا كسى جد أو دايى و پدر أو است و مادر أو خواهر و عمه أو است ، سزاوار باشد كه با وصى پيامبر كينه بورزد و ناقض پيمان غدير باشد ؟ !
سوم : واضح است كه طلوع فجر ، زمانى است و شب قدر با ان پايان مىيابد . با اين حال پس از اطلاع كامل از آنچه درباره ممتنع بودن زمانى بودن ان شب بيان كرديم ، اكنون طلوع فجر را بيان ديگرى از حالت بقاى بعد از فنا قلمداد كن . به اين صورت كه ان را طلوع خورشيد احديت از افق مشيت احمدى وى بدان . و اين سومين مرتبه قران است . يعنى ظهور ان در مرتبه سر وجودى اطلاقى ان . مرتبه دوم ان نيز اموزش ديدن پيامبر ( ص ) از حق ، از طريق استتار و فناى خود در حق ، و مرتبه اول ان هم هويت غيبى است .
همچنانكه حرف « ه » در « انا انزلناه » به ان اشاره دارد .
مرتبه چهارم ، ظهور ان در مقام عقل بسيط پيامبر ( ص ) است . مرتبه پنجم نيز ظهور ان در مقام عقل تفصيلى ايشان است كه به صورت تنزل روح در مرتبه و هم ايشان است . مرتبه ششم اين است كه آيينهاى براى صوت و لفظ قران در مرتبه خيال ان حضرت قرار مىگيرد كه به صورت تنزل ملائكه است .
در مرتبه هفتم پيامبر ( ص ) قران را تلفظ مىكند و به اين ترتيب به صورت قران به معناى لغوى ان درمىآيد . ازاينپس هرگاه كسى قران را بشنود ، قوس صعود را شروع كرده است تا اينكه در ادامه ( صعود خود ) آنچه را كه شنيده و قرائت كرده است ، از خود حضرت حق بگيرد . همچنانكه معصوم ( ع ) گفته است :
كررت آيه
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
حتى سمعت من قائلها . « 1 »
اين هم مراحل هفتگانه ديگرى است و به اين صورت ، قران « سبع المثانى »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 84 ، ص 247 ، ح 39 .