ششم : همه امور بايد بر انسان ( كامل ) اظهار و نمايان گردد و كسى كه باور دارد مراد از شب در اين آيه « زمانى » است ، ناگزير بايد پيامبر يا ولى را در تقدير بگيرد كه خلاف ظاهر است . علاوه بر اين ، حمل كلام بر سياقى كه نيازمند عمل بر خلاف ظاهر نباشد ، واجب است و اين امر بر كسى پوشيده نيست .
دراينباره بحث در مورد چند امر باقى مانده است :
يكم : زمانى بودن عبارت « الف شهر » در اين آيه ، نمايان است و به اين صورت زمانى بودن ان شب را تاييد مىنمايد . با اين حال بعد از آنكه از شش وجه ، ممتنع بودن حمل كلمه « شب » بر زمانى بودن بيان شد ، بايد « الف شهر » را بر امرى متناسب با ان در ميان انواع بشرى حمل نمود كه به اعتبار طينت ، تقريبا به همين مقدار برسد . به اين ترتيب حقيقت احمدى ( ص ) از همه انواع بشرى بهتر است . به همين خاطر ، خداوند متعال در مقام امتنان فرمود :
وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ
« 1 »
و تو چه مىدانى شب قدر چيست ؟
دوم : طينت انسانى يا لطيف و مربوط به عليين « 2 » است يا غليظ و مربوط به سجين « 3 » . از سوى ديگر ، از آنجا كه ماده در ايجاد روح مدخليت تامى دارد ، چون استعداد حصول روح را دارد ، به تناسب لطافت يا غلظت ماده ، روح پديد مىآيد و از لحاظ روح بودن نيز برحسب اختلاف موجود در ماده ، روح نيز مختلف مىشود . مانند اختلاف روح متوجه به چشم با روح متوجه به پاشنه .
به همين خاطر است كه امكان پيدايش زنده از مرده ، مرده از زنده ، نيكان از بدان ، و بدان از خوبان وجود دارد .
علاوه بر اين ( علاوه بر لطيف يا غليظ بودن طينت ) ، ماده مورد نظر يا حلال است يا حرام . ورود ان به صلب نيز يا ناشى از طاعت است يا عصيان و
هامش
( 1 ) . قدر ( 97 ) : 2 .
( 2 ) . اشاره به : مطففين ( 83 ) : 7 .
( 3 ) . اشاره به : مطففين ( 83 ) : 7 .