كرد ، و در روز موعود به همراه على عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام و حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام در جايگاه مباهله حاضر شد . امّا آن دو حاضر به مباهله نشدند ، بلكه به خراج و جزيه راضى شدند ، مصطفى صلى اللَّه عليه و آله فرمود : به خدايى كه مرا به رسالت فرستاد ، اگر به مباهله تن مىدادند در اين بيابان بر آنان آتش مىباريد .
در اين جا شعبى از جابر بن عبد اللَّه نقل مىكند : منظور از انفسنا ، على بن ابى طالب عليه السّلام و ابناءنا ، حسن و حسين عليهما السّلام و از نساءنا ، فاطمه عليها السّلام است .
( 174 ) حذيفة بن يمان مىگويد : در مدينه حضور داشتم ، دو تن از اسقفهاى نجران به نامهاى سيّد و عاقب به نزد نبى صلى اللَّه عليه و آله رسيدند ، و آن حضرت را به مباهله و ملاعنه دعوت كردند ؛ چون پيامبر صلى اللَّه عليه و آله حاضر به ملاعنه شد عاقب به سيّد گفت : اى سيّد ! اگر محمد صلى اللَّه عليه و آله با اصحاب و ياران براى ملاعنه حاضر شود ، او نبى و پيامبر نيست .
اگر با اهل بيت و خاندانش حاضر شود پيامبرى راستين و فرستاده خداست .
روز ديگر وقتى پيامبر براى ملاعنه مىآمد ، ديدند على عليه السّلام در سمت راستش و حسن عليه السّلام در سمت چپ و حسين عليه السّلام در سمت راست على عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام در پشت سر آنان مىآيند .
عاقب به سيد گفت : با آنان ملاعنه نكن . اگر چنين كنى ، ما و فرزندانمان هرگز رستگار نمىشويم ، و حتماً از بين خواهيم رفت . به همين دليل از مباهله اعراض كردند .
و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نيز فرمود : اگر آنان تن به ملاعنه مىدادند ، به يك چشم به هم زدن ، هيچ مسيحى در نجران باقى نمىماند .
( 175 ) محدثين از ابن عباس نقل كردهاند كه جماعتى از نصاراى نجران كه در ميان آنان سيّد و حارث و عبد المسيح حضور داشتند در مدينه به خدمت مصطفى صلى اللَّه عليه و آله آمدند ، و گفتند :
يا محمد ! چرا از صاحب و پيامبر ما نام مىبرى ، مصطفى صلى اللَّه عليه و آله پرسيد ؛ صاحب شما كيست ؟ گفتند : عيسى بن مريم كه گمان مىكنى او عبد و بنده خداست .
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: روحانى
ص٧١