رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پرسيد : صاحب شما كيست ؟
گفتند : صاحب ما ، عيسى بن مريم عليه السّلام است .
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : او عبد خدا و رسول خدا بود .
پرسيدند : به ما بگو ، خلقت او چگونه بود ؟
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله : سخنى نگفت و از آنان جدا شد .
جبرئيل نازل شد و آيهء
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ
« 1 » را براى جواب آن طايفه قرائت كرد .
مجدداً روز بعد به حضور آن حضرت آمدند و گفتند : يا محمد صلى اللَّه عليه و آله ! آيا به مثل خلقت صاحب ما خلقتى وجود دارد ؟
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : بلى ؛ خلقت پيامبر شما مثل خلقت آدم عليه السّلام است .
سپس آيه
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ
را قرائت كرد .
آن جماعت سخنان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را نپذيرفتند .
پس آن حضرت به دستور خداوند بر طبق آيهء
تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ
. . . مأمور به مباهله با آنان شد .
در روز مقرّر مصطفى صلى اللَّه عليه و آله دست على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام را گرفته ، فرمود : اينان فرزندان و زنان و جان من هستند .
چون آماده مباهله و نفرين شدند .
بزرگ و مهتر آنان به پيروانش گفت : مباهله با اين بزرگان صحيح نيست .
اگر دروغگو باشند چيزى نصيب و عايد ما نمىشوند و اگر صادق باشند و نفرين و مباهله كنند همه ما مسيحيان هلاك مىشويم . پس با رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مصالحه كردند و دادن جزيه را پذيرفتند .
در پايان سيّد آنان گفت : قسم به آن كسى كه جانم در دست اوست در آنان به قدرى عظمت
هامش
( 1 ) آل عمران / 59 .