الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
را قرائت كرد و » گفت ؛ و آن على عليه السّلام است كه حكمت وافر و خير كثير را داراست .
( 149 ) عامر بن مفضّل تغلبى مىگويد : روزى به نزد حسن بن صالح رفتم و مسائل بسيارى را از او سؤال كردم . در جواب هر مسألهاى مىگفت :
حكيم الحكماء على بن ابى طالب عليه السّلام چنين فرمود و چنان پاسخ داد ؛ يعنى او را حكمتى زياد و علمى فراوان بود كه جواب هر مسألهاى را مىگفت و هرگز در نمىماند .
( 151 ) باز هم عامر نقل مىكند : روزى در نزد ربيع بن خيثم ذكرى از نام على عليه السّلام شد ، آهى كشيد و گفت : از شخصى نام برديد ، كه دوستان و محبّان او ، او را بسيار دوست مىداشتند و دشمنان او نيز نسبت به وى بغضى شديد داشتند .
سپس گفت : اى مردم ، هيچ كس را در حكمت به اندازهء على عليه السّلام نديدم ، آن گاه آيهء
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
را تلاوت كرد .
مردم گفتند : اى ربيع ! تو در حقّ على عليه السّلام مبالغه مىكنى .
البته هر چند مردم نمىفهميدند چه مىگويند ، از نزدش متفرّق شدند . « 1 » ( 152 ) ربيع بن خثيم در بارهء دوستان و دشمنان على عليه السّلام چنين مىگويد :
مردى كه دوستانش در محبّت و دوستى ، او را از همه گرامىتر و محبوبتر دارند ، على بن ابى طالب عليه السّلام است و همچنين او كسى است كه دشمنانش در دشمنى و كينه از هر دشمنى شديدتر و مبغوضتر هستند .
سپس رو به مردم كرد و گفت : به خدا سوگند ، على عليه السّلام عالم به قضاء الهى است ، چون
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
و او على عليه السّلام است . كه داراى حكمت وافر و علم كثير است .
( 153 ) طارق بن شهاب مىگويد : نزد عبد اللَّه بن عباس حضور داشتم ، عدّهاى از
هامش
( 1 ) روايت رقم 150 / شواهد التنزيل از سعيد بن مسروق از منذر به همين معنى نقل شده است .