در كوفه با مردم نماز جماعت اقامه مىكرد ، نااهلى از خوارج خنجرى در ران آن جناب فرو كرد . كه بر اثر جراحت دو ماه بسترى شد .
حضرت پس از بهبودى به مسجد آمد و بعد از حمد و ثناى الهى فرمود :
اى اهل عراق ! تقوا داشته باشيد و اين قدر بىپروا نباشيد . ما أمرا و ميهمان سرزمين شما و اهل بيت نبى صلى اللَّه عليه و آله شما هستيم كه خداى سبحان در شأن ما فرمود :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
.
( 654 ) عامر بن سعد حكايت كرد ، پدرم سعد در مدينه به معاويه گفت :
اى معاويه ! از رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله در حقّ على عليه السّلام سه فضيلت شنيدم كه اگر يكى از آنها برايم بود از شتران سرخ موى در نزدم محبوبتر و با ارزشتر بود .
اى معاويه ! روزى شاهد بودم كه نبى صلى اللَّه عليه و آله دست فرزندانش حسن و حسين عليهما السّلام و فاطمه عليها السّلام را گرفته ، و خداى خويش را صدا زد و فرمود :
خدايا ! اينها اهل بيت من هستند ، رجس و پليدى را از آنان دور كن و آنان را پاك و پاكيزهگردان « 1 » .
( 656 ) عامر بن سعد از پدرش سعد نقل كرد ؛ روزى معاويه پدرم را ديد و گفت : چرا ابو تراب ( على عليه السّلام ) را ناسزا و لعنت نمىگويى ؟
پدرم گفت : چون از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در مورد فضيلت و بزرگوارى على عليه السّلام سه روايت شنيدم كه مرا مانع از سبّ و ناسزا گفتن به او شده است .
و بدان اگر يكى از آنها در باره من بود ، برايم از شتران سرخ موى محبوبتر و گرانبهاتر بود .
( 657 ) عطيّه از ابو سعيد خدرى در توضيح و تفسير آيهء كريمه
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
بيان كرد ، روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ، على ،
هامش
( 1 ) روايت شماره 655 / شواهد التنزيل باز هم از طريق عامر بن سعد با همين مضمون و محتوا در باره اهل بيت نقل شده است .