89 - تا گويند : « 1 » خدايست . بگوى : چه گونه پوشانند بر شما ؟ « 2 »
90 - نه كه بداديم ايشان را حقّ « 3 » و ايشانند دروغ زنان
91 - نه گرفت خداى عزّ و جلّ هيچ فرزندى ، و نه بود با او هيچ خداى ، آن گاه بشود هر خداى بدانچه آفريد است ، و بر شود كسى از ايشان بر كسى . « 4 » پاك است خداى عزّ و جلّ از آنچه مىصفت كنند كافران
92 - داناى پنهانست و آشكارا و بر دورست « 5 » از آنچه انباز گيرند
93 - بگو : يا خداوند من اگر بنمايى مرا آنچه وعده كردست « 6 »
94 - خداوند من مكن مرا اندر گروه ستم كاران
95 - و ماييم بران كه بنماييم ترا بر آنچه همى وعده كنيم ايشان را توانا
96 - بازدار « 7 » بآنك آن نيكوتر زشتى را كه ماييم داناتر بدانچه مىصفت كنند
97 - و بگو : خداوند من پناه مىگيرم به تو از وسوسهاى « 8 » ديوان
98 - بازداشت همى خواهم به تو يا خداوند من كه حاضر آيند بنزديك من « 9 »
99 - تا آن گاه كه بيايد يكى از ايشان مرگ گفت : « 10 » يا خداوند
هامش
( 1 ) زود گويند . ( بو )
( 2 ) از كجا همى باز گردانندتان . ( بو ) - از كجاتان همى باز گردانند . ( صو . آ )
( 3 ) نه كى آورديمشان راستى . ( بو ) - نك آوردم بديشان راستى . ( آ )
( 4 ) آنكه ببردى هر خدايى آنچه آفريده بودى ، برترى گرفتى گروهى از ايشان بر گروهى . ( بو ) - . . . برترى جستندى بهرى از ايشان بر بهرى . ( آ )
( 5 ) برترست . ( صو . آ . بو ) فتعالى .
( 6 ) وعده كنند ايشان را . ( صو ) - وعده كرده شوند . ( بو )
( 7 ) باز زن . ( بو . صو ) - با زن . ( آ )
( 8 ) بازداشت خواهم به تو از طعنهاى . ( صو . بو . آ )
( 9 ) كه سوى من آيند .
( آ . صو )
( 10 ) تا چون بيايد هر يكى را از ايشان مرگ گويند . ( صو ) - . . . بهر يكى مرگى گويد . ( آ )