مالدار نمىدانستى او را و احوط حصول ظن است به فقرش .
مسأله 1071 - سيادت به ادعاى شخص ثابت نمىشود ، مگر آن كه در بلد مشهور باشد به سيادت ، يا مظنه [ 1 ] نزديك به علم حاصل شود .
مسأله 1072 - مال يهودى كه ممكن نشود به ورثه اش دهند
بايد صدقه بدهند .
مسأله 1073 - هر گاه عبدى مثلا بدون اذن آقا مال آقا را بردارد
و او را بفروشد [ 2 ] با مالش و خريدار او را آزاد كند با مالش و آقاى اولى بميرد ، آن مال مذكور را به هر قسم كه باشد به وارث آقاى اولى برساند .
مسأله 1074 - مگس و شپش را ، مثلا سوزانيدن گناه نيست ، اما كراهت دارد .
مسأله 1075 - اصرار بر صغيره توبه نكردن همان گناه نيست ، بلكه تكرار همان گناه يا صغيره ديگر است ، اگر چه در ترك توبه گناه است .
مسأله 1076 - هر گاه شخصى مظنّه ضرر در سفر مكه داشته باشد
تأخيرش واجب است .
مسأله 1077 - اگر شخص حمد و سوره اش درست نباشد
و مسامحه و اهمال كند در درست كردن آن ، نماز طواف را به جماعت [ 3 ] كند .
مسأله 1078 - شخص كنيز خود را كه لمس و قبله و مقاربت نكرده
به نكاح پسرش مىتواند در آورد بلا اشكال .
مسأله 1079 - نماز در حرم ائمه عليهم السّلام در جايى كه مزاحم زائرين بشود
اشكال دارد .
مسأله 1080 - هر گاه شخص به اذن مجتهد خرج طفلى مىكند
و طفل فقير است ، مىتواند آن را به عوض رد مظالم حسابش كرد ، احتياطا با اذن مجتهد باشد .
هامش
[ 1 ] - ( خراسانى ) خالى از اشكال نيست .
[ 2 ] ( صدر ) ظاهر عبارت آن است كه مراد از مالش مالى است كه در تصرّف عبد بوده ، پس اگر آقا آن مال را با عبد فروخته و مشترى عبد را آزاد كرده و مالى كه در تصرّف او بود به او واگذار نموده ، نبايد به وارث برسانند و اگر مراد غير از اين است ، صور متعدّده محتمل است كه اينجا مجال ذكرش نيست .
[ 3 ] ( ميرزا ) در اكتفا كردن به جماعت اشكال است .