تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
وجه دوم : آنكه گويند : أنه عز وجل أحدي المعنى ، يعنى منقسم نمى شود ، نه در وجود ونه در عقل ونه در وهم ، كذلك ربنا جل وعز ( 1 ) . بعد از گزارش اين كلام درر نظام در اين مقام گوئيم : محتمل است كه مراد شبلى آن باشد كه هر كه سؤال كند از توحيد ، يعنى از بودن حق تعالى واحد به معنى أول يا دوم ، پس أو نادان است ، چه ندانسته است كه اطلاق واحد به اين معنى بر خداى تعالى ناروا است ، وهر كه جواب گويد از توحيد به اثبات أحد هذين المعنيين ، پس أو مشرك است ، چه واحد به اين معنى چنان كه سفارش يافت مستلزم ثاني است ، وأين عين شرك است . وهركه شناخته باشد توحيد را به همين معنى ، يعنى اعتقاد كند واذعان نمايدكه خداى تعالى واحد است به اين معنى كه گذشت ، پس أو ملحد است ، يعنى از حق به باطل ميل كرده است ، ويا شرك ورزيده وظلم كرده است در حق أو . وهركه نشناخته باشد توحيد را به يكى از معنيين أخيرين ، پس أو كافر است ، چه أول درجه از درجات ايمان آن است كه مكلف اعتقاد كند كه ليس كمثله شئ ، ونفى كند از أو تركيب ذهني وخارجي را ، زيرا كه تركيب على الاطلاق منافى وجوب وجود است . واحتمال مى رود كه مرادش آن باشد كه هركه سؤال كند از توحيد ، وچون سؤال در غالب أحوال مستلزم جهل است پس أو جاهل است ، وغرض توبيخ سائل است از اين سؤال ، زيرا كه هر مكلفى به حسب فطرت أصلية وقريحة ء جبلية اگر اندك تأملى در ملك وملكوت نمايد ، وآثار علوية وسفليه را مشاهده كند ، ودر دلائل انفسى وآفاقى تدبر نمايد ، تواند فهميد كه صانع عالم يكى است ، واو را شريكي ونظيرى وضدى وندى نيست . هرگياهى كه از زمين رويد * وحده لا شريك له گويد
هامش
( 1 ) بحار الأنوار 3 : 206 - 207 ح 1 از كتابهاى مذكور .