تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
ونفس تعاف العار حتى كأنما هو الكفر يوم الروع أو دونه الكفر فاثبت في مستنقع الموت رجله وقال لها من دون اخمصك الحشر غدا غدوة والحمد نسبح ردائه فلم ينصرف الا وأكفانه الاجر تردى ثياب الموت حمرا فما دجى له الليل الا وهي من سندس خضر اينك چند حديث در فضل اين طايفه ياد ميكنيم : 1 - ابن قولويه در ( كامل الزيارة ) وفرات بن إبراهيم در محكى تفسير خود سند به صادق آل محمد عليهم السلام مىرسانند كه روزى حسين را فاطمه حمل كرده بود پيغمبر وى را گرفت وفرمود خداى لعنت كناد قاتل تو را ، وخداى لعنت كناد سالب تو را ، وخداى لعنت كناد آنان كه پشت بر پشت گذارند در جنگ تو ، وخداى حكم كند ميان من وآن كه أعانت بر قتل تو كرد ، فاطمه عرض كرد اى پدر چه مىفرمائى ؟ پيغمبر فرمود به ياد آوردم آنچه را كه به أو مىرسد بعد از من وبعد از تو از اذيت وظلم وغدر وبغي ، وأو در اين هنگام با جماعتى است كه گويى ايشان ستارگان آسمانند از فرط مسرت پيش گيرند بسوى قتل ، گويا من نظر مىكنم بجانب معسگر وموضع رحال وتربت ايشان ( 1 ) وبقيه حديث طولانى است . ب - صدوق قدس سره در كتاب ( علل ) سند بعمارة مىرساند كه به صادق آل محمد گفتم خبر ده مرا از حال أصحاب حسين وسبب اقدام ايشان بر مرگ ؟ فرمود بدرستى كه ايشان پرده از پيش چشمشان برداشته شد تا ديدند منازل خود را از بهشت وحال هر يك از ايشان چنان بود كه اقدام بر قتل مىكرد تا مسابقت بمعانقه حور العين كند وبه مكان خود از جنت بشتابد ( 2 ) . ج - شيخ أجل قطب الدين راوندى در كتاب ( خرايج ) از علي بن الحسين
هامش
( 1 ) تفسير فرات 55 - 56 ، كامل الزيارات 69 ، بحار الأنوار : 44 / 269 . ( 2 ) علل الشرايع 218 باب 163 ، بحار الأنوار : 44 / 297 .