تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
است كه بعد از ذكر شهادت [ امام حسين - ] عليه السلام گفته‌اند : ( فخرج غلام من تلك الابنية وفي اذنيه درتان وهو مذعور فجعل يلتفت يمينا وشمالا وقرطاه يتذبذبان فحمل عليه هاني بن بعيث [ ثبيت - المصدر ] لعنه الله فقتله فصارت شهر بانويه تنظر اليه ولا تتكلم كالمدهوشة ( 1 ) . مىتوان استفاده كرد كه جعفر فرزند امام عليه السلام باشد از شهر بانويه ، ومؤيد وجود شهر بانويه در آن جنگ قول ابن شهرآشوب است كه اما شهر بانويه فأتلفت نفسها في الفرات ( 2 ) واز اين كلام بر نمى آيد كه أو مادر سيد الساجدين باشد تا بگويد كه أو در نفاس به بهشت جاودانى رخت بر بست ، چه دور نيست كه خواهر أو باشد ، چه در بعض اخبار ايشان سه خواهر بودند : يكى از آن امام حسن وديگر از آن امام حسين وديگرى از آن محمد بن أبي بكر شد ، وتواند بود كه بعد از وفات آن دو وموت شاه زنان يكى از آنها باز بحباله نكاح سيد الشهداء در آمده ودر كربلا حاضر باشد ، چنانچه در نظر دارم كه در كتاب معتبرى نيز ديده باشم . ودر ( منتخب ) حديث وفات رقية بنت الحسين را در شام ذكر كرده وشايد آن اسم منسى در كلام جماعتى از مورخين همين باشد ، ومؤيد أو آنست كه أو را در شام قبه ومزارى است معروف كه عامه وخاصه جاها را زيارة مىكنند ، وأهل شام بتوارث نقل مىكنند كه أو دختر سيد الشهداء است ، ومعروف به سيده رقيه است وتبركات وتوسلات به مرقد پاك آن مطهره مينمايند ، ومن بنده در سالى كه در راه حج وارد دمشق شدم مكرر به زيارة أو مشرف شدم ، وآثار جلالت وخدارت وأنوار عصمت وطهارت در آن مرقد مطهر ومضجع مقدس مشاهده كردم . واز كلام ابن عبد ربه در ( عقد ) وعبارت منقوله از ابن قتيبة معلوم مىشود كه
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 45 / 45 . ( 2 ) بحار الأنوار : 45 / 62 .