كند درست نيست . مىگويد : من أصحاب را ديدم ، واين اشاره به اجماع
است كه انكار مىكردند بر ابن بابويه ومىگفتند " من مثل أبي جعفر " وفضل بن
شاذان در حق أو مىگفت " ليس في أقرانه مثله " .
وكشى در ترجمه محمد بن سنان تصريح به عدالت أو كرده ، وما در رساله
( إصابة ) تأسيس كرده أيم كه جميع آنچه در ( اختيار ) است مختار شيخ است ، پس
شيخ نيز موافق است ، وتضعيف ( فهرست ) به موافقت ابن بابويه قدس الله سره
واقع شده .
ودر ( رساله أبو غالب ) در حال آل أعين مذكور است كه بلا واسطه با امام
زمان ( أرواحنا له الفداء ) مكاتبه داشته ، وتوقيعات كريمه براي وى شرف صدور
ارزانى داشته ، واين كشف از مقامي رفيع ومرامى منيع دارد ، وقدح ابن بابويه
به جهت ضعف در نفس راوي نيست ، بلكه على الظاهر به جهت تشكيك ابن الوليد
است در اجازه به صغير ، واين وجهي ندارد چه بلوغ در راوي در حال روايت
معتبر است نه در حال تحمل ، بر فرض تسليم ، اتفاق أصحاب بر خلاف أو كافى
است ، وشهادت كشى كه ما يافتيم بعون الله تعالى وعبارت رساله أبو غالب به
تفصيلي كه در محلش نقل كرده أم ، وتوثيق نجاشي رفع اشكال از مسألة مىكند ،
لهذا جماعتى از أكابر محققين جازم به عدالت ووثاقت أو شده اند .
واشتمال سند بر خود مالك ضرر ندارد ، چه در خبر يونس بن عبد الرحمن رضي الله عنه
واقع است ، ومقتضاى قاعده اجماع عصابه صحت حديثي است
كه سندش تا أو صحيح باشد ، واين عبارت اگر دليل عدالت جميع مروى عنه
نباشد دليل صحت قدمائيه خبر هست ، به تحقيقى كه بر وجه أتم وأوفى در رساله
( إصابة في قاعدة اجماع العصابة ) وجوه وادله وامارات أو را ذكر كرده أم ، پس
سند از اين جهت صحيح است ومحل مناقشه نيست .
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 71
مساهمون: ميرزا أبي الفضل الطهراني
ص٧١