تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
وروايت كرده غير طبرانى از طريقي چند ، ودر بعضي زيادتى است كه چون روز قيامت باشد مردم را به أسماء مادرها خوانند تا ستر كند خداى بر ايشان مگر اين يعنى على وذرية أو كه آنها را بنام خودشان خوانند ، چه نسبت ايشان صحيح است . وابن جوزي كه اين خبر را در ( علل متناهية ) آورده مردود است ، چه كثرت طرق أو را به درجه حسن بلكه صحت ترقى داده ، ومؤيد اين است آنچه صحيحا نقل شده از عمر كه گفت شنيدم از رسول خداى كه گفت هر سبب ونسبى منقطع است در روز قيامت جز سبب ونسب من - ودر روايتي زيادت صهر وحسب است - همه پسران زنان را نسبت به پدر دهند ، وعصبه ايشان از جهت پدرشان است ، جز أولاد فاطمه كه من پدر ايشان وعصبه ايشانم . تا اينجا بود كلام ابن حجر ناصبي كه شنيدى ، واين روايت صريح بود كه پيغمبر پدر ايشان است ، واز اينجا معلوم مىشود كه ايشان پسر اويند ، چنانچه مدعاى ما بود ، وبه اختلاف ألفاظ ، اين خبر در كثيرى از كتب وارد است مثل ( اسعاف الراغبين ) شيخ محمد صبان مصرى و ( أسد الغابة ) ابن أثير و ( ينابيع المودة ) معاصر قسطنطنى و ( نور الابصار ) شيخ مؤمن شبلنجى معاصر ، وغير ايشان به طرق متعددة ، وشهادت ابن حجر به صحت روايت عمر فصل الخطاب است ، والفضل ما شهدت به الأعداء .
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 159 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي