ستونهاى استوار ) خلافت گردان ، اين خلافت چيزى جز پادشاهى نيست ومن چيزى از
بهشت ودوزخ نمىدانم . . . " . ( 15 ) أبو سفيان در أواخر عمر خود كور شده بود ، در آن أيام نيز
نزد عثمان آمد واز وى پرسيد : آيا كسى ( به جز من وتو ) در اينجا هست ؟ عثمان گفت :
نه . أبو سفيان گفت : " خدايا كار را به همان وضع جاهليت برگردان . . . " ، ( 16 ) وعثمان در
حكومت خود چنان كرد كه از اسلام چيزى جز نام آن باقي نماند . چپاول بيت المال ،
ضرب وشتم مخالفين ، اعطاى امارت بلاد به بنى أمية وبدعتهاى أو كار را به جائى رساند
كه برادرش وليد - در محراب نماز مسجد كوفه - شراب استفراغ مىكرد . ( 17 )
عثمان داماد خود مروان بن حكم را أمير مدينه نمود . مروان اذيت وآزار مردم را از
حد گذراند . هم أو بود كه سنت فحاشى به أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( ص ) را بر منابر
سنت كرد . ( 18 ) پيامبر ( ص ) وقتي حكم ( پدر مروان ) را مىديد مىفرمود : " واي بر أمت من
از آنچه كه در صلب اين ( مرد ) است " ، ( 19 ) مروان فردى بود بد دهن ، فحاشى ( 20 ) وقسى
القلب . دقيقا يك چنين فردى مورد احتياج عثمان بود تا پايتخت حكومت خود ( مدينه ) را
كنترل كند ! عثمان چنان مروان را به خود نزديك كرده بود كه در حقيقت مروان پس از
عثمان ، شخص أول حكومت محسوب مىشد .
صلحاى كوفه نيز گرفتار دست سعيد بن عاص شده بودند .
عاص بن سعيد يكى از مشركينى است كه در جنگ بدر كشته شده است . ( 21 )
عثمان اينك فرزند وى ( سعيد بن عاص ) را - براي انتقام گرفتن از مسلمين - أمير كوفه
نموده است . امارت سعيد بن عاص يعنى زدن افراد وتبعيد آنها .
عبد الله بن أبي سرح نيز بر امارت مصر گمارده شده است . وى برادر رضاعى
( شيرى ) عثمان مىباشد . فرياد مصريان از دست ظلمهاى أو بلند شده بود . ( 22 ) يك بار
هامش
15 - الاستيعاب ج 2 / 690 . همچنين مراجع بفرماييد به : مروج الذهب ج 1 / 440 .
16 - تاريخ ابن عساكر ج 6 / 407 .
( 17 ) الأغانى ج 4 / 176 ، تاريخ يعقوبي ج 2 / 142 ، أسد الغابة ج 5 / 91 ، 92 .
18 - تطهير الجنان ص 142 .
19 - أسد الغابة ج 2 / 34 ، الإصابة ج 1 / 346 ، كنز العمال ج 6 / 40 .
20 - الاستيعاب - ذيل ترجمة اسامة - ج 1 / 30 .
21 - طبقات ابن سعد ج 2 / قسمت أول / 11 ، أسد الغابة ج 2 / 310 .
22 - أنساب الأشراف ج 5 / 26 .