كاش آن زمان سراى طبيعت نگون شدى * وز هم گسسته رابطه كاف ونون شدى
كاش آن زمان كه كشتى ايمان به خون نشست * فلك فلك ز موج غمش غرقه خون شدى
كاش آن زمان كه رايت دين بر زمين فتاد * زرين لواى چرخ برين واژگون شدى
كاش آن زمان كه عين عيان شد به خون تپان * سيلاب خون روان ز عيون عيون شدى
كاش آن زمان كه گشت روان كاروان غم * ملك وجود را به عدم رهنمون شدى
كاش آن زمان ز سلسله خيل بيكسان * يك حلقه بند گردن گردون دون شدى
كاش آن زمان كه زد مه يثرب به شام سر * چون شام صبح روى جهان تيره گون شدى
كاش از حديث بزم يزيد وشه شهيد * دل خون شدى ز ديده حسرت برون شدى
گر شور شام را به حكايت در آورند * آشوب بامداد قيامت در آورند
× × ×
صحيفة الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 354
مساهمون: الشيخ جواد القيومي
ص٣٥٤