اينكه علتي از جانب تو داشته باشد ، چگونه از جانب من علتي براي آن
باشد .
معبودا ! تو در ذاتت بي نيازى از اينكه به تو سودى از جانب خودت
برسد ، چگونه از من بي نياز نباشى ، بارالها قضاء وقدر مرا آرزومند سازد ،
وميل به اطمينانهاى شهوت مرا أسير ساخت ، پس تو ياور من باش تا ياريم
كنى وبينايم گردانى ، وبه فضلت مرا بي نياز گردان ، تا از تلاشم بي نياز
گردم .
تو كسى هستى كه أنوار معرفت را در قلوب اوليائت تاباندى تا تو را
شناختند وبه يگانگى ستودند ، وتو كسى هستى كه نامحرمان را از دلهاى
دوستانت خارج ساختى تا غير تو را دوست نداشته باشند ، وبه غير تو پناه
نبرند ، تو مؤنس آنانى هرگاه جهانيان ايشان را به وحشت اندازند ، وتو
كسى هستى كه هدايتشان كردى هر جا كه نشانه ها برايشان آشكار شد .
چه يافت آنكه تو را گم كرد ، وآنكه تو را يافت ديگر چه گمشده اى
دارد ، به يقين زيان كرد آنكه جز به تو رضايت داد وجز تو را برگزيد ،
وزيانكار شد آنكه از تو گذشت وبه ديگران رسيد ، چگونه بنده به غير تو
اميد بندد در حالي كه احسان خويش را از أو دريغ نكرده اى ، وچگونه به
غير تو بياويزد در حالي كه عادت خويش به محبت وبخشش را تغيير
نداده اى .
صحيفة الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ جواد القيومي
ص٢١٩