اكنون به نيازمنديم بسوى تو توسل مى جويم ، وچگونه بسوى تو
توسل جويم به آنچه محال است كه به تو برسد ، يا چگونه احوالم را نزد تو به
شكايت ببرم در حالي كه بر تو پوشيده نيست ، يا چگونه حالم را نزد تو بيان
كنم در حالي كه نزد تو آشكار است ، يا چگونه آرزوهايم را به نا اميدى
مىكشانى در حالي كه آنها به درگاه تو وارد شده است ، يا چگونه احوالم را
نيكو نگردانى در حالي كه بوسيلة تو برپا ايستاده است .
بارالها ! با وجود ناداني بسيارم چقدر به من لطف دارى ، وبا كردار
زشتم چقدر به من مهربانى ، معبودا چقدر به من نزديكى ومن به تو دورم ،
وچقدر به من مهربانى ، پس چه چيز تو را از من باز داشته است ، خدايا از
تغيير آثار ودگرگونى أحوال دانستم كه خواست تو آنست كه در هر چيز خود
را به من شناسائى تا در چيزى از تو غافل نگردم ، معبودا هر گاه فرومايگيم
مرا لآل نمود كرم تو مرا گويا نمود ، وهرگاه صفاتم مرا نا اميد ساخت
منتهايت مرا به طمع انداخت .
بارالها ! آنكه زيبائيهايش زشتى است ، چگونه زشتيهايش زشتى
نباشد ، وآنكه حقائقش صرف ادعاست چگونه ادعاهايش ادعا نباشد ،
معبودا حكم نافذ تو واراده غالبت براي سخنگويى سخنى باقي نگذارده
وبراي صاحب حالي حالي را قرار نداده است .
صحيفة الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: الشيخ جواد القيومي
ص٢١٣