تا يارى خواهم ، پس اى مولايم با چه چيز با تو روبرو شوم ، آيا با گوشم يا با
چشمم ، يا با زبانم ، يا با دستم ، يا با پايم ، آيا همه آنها نعمتهاى تو نمى باشد
وبه تمامى آنها نافرمانيت را ننمودم ، اى مولايم پس حجت ودليل از آن
توست .
اى آنكه مرا از پدران ومادران پوشاند از اينكه مرا با تندى برانند ،
واز خويشاوندان وبرادران تا بر من عيب گيرند ، واز فرمانروايان تا مجازاتم
كنند ، واى مولايم اگر آنان بر آنچه تو آگاه بودى مطلع بودند در اين صورت
مرا مهلت نداده وطردم مى ساختند وبا من قطع رابطه مى كردند .
پس مولايم هم اينك در پيشگاه تو ايستاده أم ، خاضعانه وخوار
ودل تنگ وناچيز ، نه بيگناهم تا عذر خواهى كنم ، ونه نيرومندم تا يارى
ستانم ، ونه حجتي دارم تا احتجاج نمايم ، ونه مى گويم كه گناهكار نيستم
وكار زشتى نكرده أم ، واى مولايم اگر انكار هم مى كردم سودى نمى داد ،
چگونه واز كجا ، در حالي كه تمامى اعضايم بر آنچه عمل كرده أم شاهدند .
وبه يقين مى دانم وشكى ندارم كه تو از أمور بزرگ از من پرسش
مى كنى ، وتو حاكم عادلى هستى كه ستم نمى كنى ، وعدالت تو هلاكت
كننده من است ، واز عدالتت مىگريزم ، واى مولايم اگر مرا عذاب كنى به
سبب گناهانم مى باشد كه بعد از حجتت بر من انجام داده أم ، واگر بر من
ببخشائى به خاطر بردبارى وجود وكرم توست .
صحيفة الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: الشيخ جواد القيومي
ص١٩٥