من پسر كسى هستم كه خواستش به درگاه خدا پذيرفته مى شد ، من
پسر كسى هستم كه شفاعتش مقبول قرار مى گيرد ، من پسر كسى هستم كه
نخستين فردي است كه از زمين مبعوث مى گردد ، من پسر كسى هستم كه
در بهشت را مى كوبد ودر برايش گشوده مى شود وداخل آن مى شود ، من
پسر كسى هستم كه فرشتگان در جنگ به ياريش مى شتافتند ، وغنائم برايش
حلال گشت ، بوسيلهء ترس از فاصلهء يك ماه يا بيشتر يارى شد .
امام در اين سخنان بود ، تا اينكه دنيا بر معاوية تيره وتار شد ، واز
أهل شام وغير آنها هر كه امام را نمى شناخت أو را شناخت .
معاوية گفت : أي حسن ، آرزو داشتى كه خليفهء شوى اما خليفه
نيستى ، امام فرمود :
خليفه كسى است كه به روش پيامبر عمل كند وبه أطاعت الهى
گردن نهد ، وكسى كه ستم مى كند وسنتهاى الهى را تعطيل گذارده ، وبه
دنيا همچون پدر ومادر خود دلبستگى دارد ، وبندگان الهى را بردگان
ومال خدا را غارت مى كند خليفه نمى باشد ، ولكن أو كسى است كه به
زور حكومتي را به چنگ آورده واز آن به مدت كوتاهى بهره مى برد
وبزودى دورانش پايان مى يابد ، لذتش تمام شده وتبعات آن بر عهده اش
صحيفة الحسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ جواد القيومي
ص٢٠٧