آوردن و آگاه نمودن آنان به داشتن صفات ياد شده ( فساد ) مىباشد . و تأكيد و حصرى كه از اسم اشاره و ضمير فصل حاصل است ؛ براى بيان اين نكته است كه گويا خسران و زيانى جز در قطع ولايت نيست .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 28 ]
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 28 )
ترجمه :
چگونه به خداوند كافر مىشويد در حالى كه شما مردگانى بوديد كه خدا شما را زنده كرد و سپس مىميراند و آنگاه زنده مىكند و سپس به سوى او باز گردانده مىشويد .
تفسير :
«
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ
» بعد از بيان حال منافقان و اينكه آنان به علت شكستن پيمان كافر شدند و سپس آنچه را كه خداوند امر به وصل آن كرده بود ؛ قطع كردند و فساد نمودند ؛ به حالت آنها توجه نموده ؛ با تعجب و انكار فرمود : براى چه كار و چه حالى كفر مىورزيد ؟ يعنى ، سزاوار نيست در هيچ حالى از حالات كفر بورزيد . پس اصلا شايسته نيست كه شما به سبب شكستن عهد و پيمان كه از شما گرفته شده پس از محكم كردن آن كافر شويد .
اين معنى با ما قبلش موافقتر است ؛ احتمال دارد كه خطاب به مطلق كافران و مؤمنان ؛ يا مخصوص مؤمنان باشد .
«
وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً
» اين جمله حال است از فاعل ، يا از مجرور « باللّه » به تقدير كلمهء « قد » ( و قد كنتم ) تا اينكه حال بودن فعل ماضى ( كنتم ) درست باشد .
يا اينكه حال در اينجا در حقيقت علم و آگاهى آنها ، به مجموع