راست شدن از كجيها و چه به معناى برخاستن در مقابل نشستن باشد ، يا به معنى بر پا داشتن حدود نماز باشد چه بالاترين حدود نماز حدود طولى آن مىباشد كه نسبت به حدود عرضى نماز مثل روح نسبت به قالب جسمانى است .
پس نماز قالبى مانند كالبد انسان است و نماز ذكرى قلبى جسمانى مانند روح بخارى است در انسان كه آن روح بخارى مركب قوى و مدارك حيوانى مىباشد و نماز فكرى صدرى ، مانند بدن مثالى انسان و نماز قلبى روحانى مانند روح انسان مىباشد . پس همانطور كه انسان بدون مراتب باطنى مردارى است كه بوى بد آن ، هر كس را كه به او نزديك باشد مىآزارد ؛ نماز قالبى هم بدون مراتب باطنىاش ، مرداريست كه بوى گند آن ، انسان را مىآزارد ؛ كه در خبر آمده است چه بسا نمازگزارى كه نماز او را لعن مىكند « ربّ مصلّ و الصّلاة تلعنه » .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 445
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٤٥