آن جهت كه از خدا به خلق اضافه گرديده است و خواست خدا را نسبت به خلق معلوم مىدارد ؛ مشيّت نام مىگيرد . همچنين از جهت اينكه اضافهاى است از خلق به سوى خدا ، ولايت مطلقه نام دارد و اين حقيقت به مضمون حديث : « خلقت الاشياء بالمشيّة » ، يعنى همه چيز را به مشيّت آفريدم ، كه مبدأ همهء آفرينش در مراتب عقلانى و نفسانى و جسمانى و نورانى ، ظلمانى و طبيعى مىباشد . چون انسان غايت و مقصود همهء آفرينش است و غايت و منظور انسان طبق آيه :
ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 1 » ( جن و انس را جز براى پرستش نيافريدم . ) و طبق مضمون حديث قدسى كه خداى تعالى فرمود : ( من آفريدگان را آفريدم تا شناخته گردم ) . معرفت خدا است . خدا جهت تحقّق معرفت انسان پيامبر را فرستاد ؛ كتابها فرود آورد و شريعتها را ايجاد نمود تا مردم او را بشناسند .
چنان كه گفتيم مقام معروفيّت خدا ، همان مشيّت است كه ولايت مطلقه مىباشد .
ازآنرو كه حضرت محمّد ( ص ) و على ( ع ) و اولاد آنان متحقّق به ولايت و مقام معروفيّت مىباشند ؛ لذا ، صحيح است كه گفته شود : آنان مبدأ كل و غايت هستى هستند . چون همهء شريعتهاى الهى و كتابهاى آسمانى جهت راست و درست نمودن راه و روش انسانيّت و توجّه دادن خلق به ولايت است و آنان كه بر انسانيّت و ولايت متحقّق شدهاند و در حقيقت ولايت مطلقه را دارا هستند ؛ محمّد ( ص ) ، على ( ع ) و فرزندان آنان ( ع ) مىباشند . اين درست است كه بگوييم : جملهء آئينهاى الهى و همهء كتابهاى آسمانى دربارهء آنان و رو كردن مردم به سوى آنان مىباشد .
هامش
( 1 ) ذاريات - 56