پرش به محتوای اصلی

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحه 221

پدیدآورندگان:

ص۲۲۱

فصل چهاردهم

دربارهء اين كه به وجهى تمام قرآن دربارهء امامان دوازده‌گانه فروفرستاده‌شده است و به وجهى دربارهء مدح آنان و نكوهش دشمنانشان ، ثلث آن دربارهء آنان و دشمنانشان ، ثلثى دربارهء سنّتها و مثلها و ثلث ديگر دربارهء واجبات و احكام ، مىباشد ؛ و به وجهى ثلث قرآن دربارهء آنان و دوستانشان ، ثلثى دربارهء دشمنانشان و ثلث ديگر دربارهء سنّت و مثل آمده است و به وجهى ديگر به يك چهارم قرآن دربارهء آنان ، چهار يك ديگر دربارهء دشمنانشان ، ربع ديگر دربارهء سنتها و مثلها و چهار يك آخرى دربارهء فرائض و احكام مىباشد و دربارهء همهء موارد ياد شده اخبارى رسيده است . خداى تعالى غيب محض و مجهول مطلق است ( هيچ كس نمىتواند حقيقت او را دريابد ) ، در اين مقام نه نامى و نه نشانى و نه خبرى است ؛ از اين رو اين مقام را « عمى » يعنى ، كور ناميده‌اند ، پس خداوند دوست داشت كه شناخته شود ، خلق را آفريد تا به معرفت او نائل آيد ، چنان كه : در حديث قدسى آمده است « من گنج نهان بودم ، خواستم تا شناخته شوم پس آفريده‌ها را بيافريدم تا شناخته گردم » نخستين نشانهء ظهورش فعل او بود كه نفس الرّحمن ، اضافهء اشراقيّه ، مقام معروفيت و حقيقت محمّديه ( ص ) ناميده شده است ؛ اين همان لطيفهء علويّه است . از
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحه 221 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى