تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
بصدايش نميدهم ، اگر اميدوار به من باشد نااميدش كنم ، اينست پاداش او از طرف من و من نسبت به بندگانم ستمكار نيستم . سلمان فارسى گفت در برابر رسول خدا نشسته بودم در آن مرضى كه بدرود حيوة گفت ناگاه فاطمه وارد شد چون ضعف و ناتوانى پدرش را ديد بطورى گريه كرد كه اشكهايش بر صورتش جارى شد رسول خدا فرمود : چرا گريه ميكنى اى فاطمه ؟ عرضكرد اى رسول خدا بيمناكم نابودى خود و فرزندانم را بعد از شما ، ديدگان پيامبر اشك آلود شد و بعد فرمود : اى فاطمه آيا نميدانى ما اهل بيت را خدا براى آخرت انتخاب كرده و همانا فنا و نابودى را براى آفريدگانش واجب كرده . و همانا خداى تبارك و تعالى بر زمين آگهى پيدا كرد و از اهل زمين پدر ترا اختيار كرد بعد همسر ترا انتخاب كرد سپس به من وحى فرستاد كه ترا به ازدواج او در آرم و او را ولىّ و وزير و خليفهء خود در ميان امتم قرار دهم پسر پدر تو بهترين پيامبران خداست ، شوهرت بهترين جانشينان ، تو اول كسى هستى از اهل بيتم كه به من مىپيوندى بعد خدا تو و فرزندانت را اختيار كرد . تو بزرگ زنان جهان و اهل بهشت هستى ، و فرزندانت دو فرزندت حسن و حسين بزرگ جوانان بهشتند و فرزند شوهر تو جانشينان من تا روز قيامت باشند تمامشان هدايت شده و هدايتكننده‌اند پس جانشينان بعد من برادرم على بعد حسن بعد حسين بعد فرزندان حسين همه در درجهء منند و در بهشت درجه اى نزديكتر به خدا از درجهء پدرم ابراهيم نيست . آيا نميدانى اى دخترك من از كرامت و لطف خداست نسبت