تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
در نمازهائى از نور بوديم در زير عرش ، خداى را تسبيح و تقديس و تمجيد ميكرديم بعد پيامبر فرمود : چون مرا به آسمان بردند و بسدة المنتهى رسيدم جبرئيل مرا واگذاشت گفتم دوست من جبرئيل در اين مكان از من جدا ميشوى ؟ گفت من اگر بيايم پرهايم ميسوزد . بعد پيامبر فرمود غرق در نور گرديدم و خداى تبارك و تعالى بسوى من وحى فرستاد كه اى محمّد من بر زمين توجه كردم ترا اختيار كردم سپس ترا پيامبر قرار دادم بعد مرتبهء دوم بر زمين اطلاع پيدا كردم سپس على را اختيار كردم او را وصى تو ، و وارث علم تو و امام بعد از تو قرار دادم و از نسل شما ذريهء پاك ، امامان پاكدامن ، گنجينه‌هاى علم خودم را بيرون آوردم اگر شما نبوديد دنيا و آخرت بهشت و جهنم را نمىآفريدم . اى محمّد دوست دارى آنان را به بينى عرضكردم آرى سپس ندائى شنيدم كه اى محمّد سرت را بلند كن سپس سرم را بلند كردم ناگاه نورهاى على ، فاطمه ، حسن ، حسين ، على بن الحسين ، محمّد بن على ، جعفر بن محمّد موسى بن جعفر ، على بن موسى ، محمّد بن على ، على بن محمّد ، حسن بن على ، حجة بن الحسن را ديدم كه چهرهء او از ميان ايشان ميدرخشد گويا ستارهء درخشانست . عرضكردم پروردگارا اينان كيستند و اين چهرهء نورانى كيست فرمود : اى محمّد اينان امامان پاكدامن از نسل تو و اين حجتيست كه زمين را پر از عدل و داد مىكند و دلهاى مؤمنان را شفا ميدهد همه گفتيم اى رسول خدا پدران و مادران ما فداى شما سخنى شگفتآور گفتى سپس رسول خدا صلَّى الله عليه و إله و سلَّم فرمود :
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 392 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى