تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
اين دو امانت بازجوئى ميكنم كه چه كرديد . در آن روز مردمان از كوثر رانده ميشوند آنچنان كه شتران را از آبگاه دور ميكنند مردانى ميگويند من فلانى هستم و من فلانم من ميگويم نامهاى شما را مىشناسم ولى شما پس از من مرتد شديد و از دين برگشتيد دورى از رحمت خدا بر شما باد بعد حضرت رسول از منبر فرود آمد و به خانه اش رفت . ابو بكر و يارانش تا پيامبر زنده بود انديشه شوم خود را آشكار نكردند تا آنكه پيامبر درگذشت و روز سقيفه آل پيامبر را از حقوقى كه خداوند عز و جل براى آنان قرار داده بود منع كردند اما كتاب خدا را پاره پاره و پراكنده كردند و در آنچه كه ترا خبر دادم اى برادر انصارى از عبرتهاى معتبر است براى كسى كه خدا را دوست دارد . جوان گفت بگو براى من گروه ديگرى را كه وقت نوشتن صحيفه حاضر شدند و گواهى دادند حذيفه گفت ابو سفيان ، عكرمة بن ابى جهل ، صفوان بن اميّة ، خلف ، سعيد بن العاص ، خالد بن وليد ، عياش بن ابى ربيعه ، بشر بن سعد ، سهيل بن عمرو ، حكيم بن حزام ، صهيب بن سنان ، ابو الاعور سلمى ، مطيع بن اسود مدرى ، و گروه ديگر از اينان كه آمارشان از نظر افتاده . سپس جوان گفت اى عبد الله ايشان در ميان اصحاب رسول خدا نيستند تا همه ى مردم بواسطه ى ايشان دگرگون شوند حذيفه گفت اينان رئيسان قبيله‌ها بودند و از اشراف و بزرگان قريش هستند مردى از آنان نبود مگر اينكه گروه بسيارى همراهشان بود كه حرف او را مىشنيدند و فرمانش را اجرا ميكردند و دل آنان از دوستى
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 257 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى