تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
بتقوى و پرهيزكارى مىدهم در آشكارا و نهان و ترا از مجازات خداوند ميترسانم در نهان و آشكار و سفارش ميكنم ترا به نيكى بر نيكان و سخت گرفتن بر معاندان ، ترا فرمان بمدارا در كارهاى تو مىدهم به نرمى و دادگرى بر رعيت سفارش مىكنم زيرا كه تو ازين كار مسئولى ، بانصاف ستمديدگان ، گذشت از مردمان ، روش نيك بهر اندازه كه ميتوانى سفارش مىكنم زيرا كه خدا نيكوكاران را پاداش ميدهد ، ترا بگرفتن خراج ذمّيها فرمان مىدهم كه با درستى و انصاف بگيرى و تجاوز به آنچه كه به تو دستور دادم نكنى و از ماليات چيزى را وانگذارى در اين كار بدعت نگذارى بعد بيت المال را در ميان اهلش مساوى و با عدالت بخش كنى ، در برابر رعيت فروتنى كن و در مجلست با آنان همراهى كن ، دور و نزديك از نظر حق در پيش تو يكسان باشد در ميان مردم بدرشتى داورى كن ، عدالت را در ميان مردم بپادار ، پيروى هوا مكن ، در برابر اجراى فرمان خدا از سرزنش ملامتكنندگان بيمناك مباش زيرا خداوند با همانهاست كه پرهيز كرده‌اند و نيكوكارانند همانا بسوى تو نامه اى فرستادم تا بخوانى بر اهل كشورت تا بدانند عقيده ى ما در باره ى آنان و تمام مسلمانان چيست مردم را حاضر كن و نامه را بر ايشان بخوان از كوچك و بزرگشان براى ما بيعت گير ان شاء الله . گفت چون نامه ى امير المؤمنين عليه السّلام بسوى حذيفه رسيد مردم را جمع كرد و با آنان نماز خواند بعد در برابر نامه كوچكى كرد سپس بر آن مردم خواند و مضمونش چنين بود .