فرمود بگير جام را اى ابا الحسن كه هديه ى خداست بسوى تو .
على جام را گرفت و بوسيد و بوئيد و گفت مرحبا بكرامت خدا براى رسول و آل رسول جام حمد و ستايش بيشتر كرد پروردگار را و تكبير و تهليل خدا ميگفت و ميگفت اى رسول خدا بعلى بگو مرا بفاطمه و حسن و حسين بدهد چنان كه خداى عزّ و جل به من فرمانداده رسول خدا فرمود برخيز اى ابا الحسن جام را در اختيار فاطمه و دو حبيب من حسن و حسين قرار ده .
على حركت كرد و جام را برداشت نور جام از نور خورشيد زيادتر بود بوى خوش آن خردها را زايل كرده بود تا آنكه على بر فاطمه و حسن و حسين وارد شد جام را به آنان برگرداند همه تحيت گفتند و جام را بوسيدند ذكر و حمد و سپاس خدا فراوان گفتند بعد جام را برسول خدا برگرداندند .
چون جام در دست رسول خدا قرار گرفت عمر بلند شد بر دو پا ايستاد و عرضكرد اى رسول خدا چرا هر ارمغانى كه از طرف خدا براى تو آورده مىشود در اختيار على و فاطمه و حسن و حسين قرار ميدهى سپس رسول خدا فرمود واى بر تو اى عمر چه چيز به تو جرات داده آيا سخنان جام را نشنيدى كه از من ميخواست كه او را به ديگران از اهل بيتم بدهم .
سپس عمر گفت اى رسول خدا اجازه ميدهى منهم جام را بگيرم و ببوسم و ببويم فرمود : واى بر تو اى عمر به خدا سوگند كه اين كار براى تو و تمامى مردم غير از ما نيست عرضكرد اى رسول خدا اجازه ميفرمائيد كه دستى بجام برسانم حضرت رسول فرمود چقدر اصرار
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 155
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص١٥٥