تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
نيست چگونه تكبر و نازش مىكند كسى كه اولش نطفه اى پليد و آخرش مردارى گنديده بوده و اكنون حامل كثافت مىباشد بدان بزرگ نيست آن كس كه مرضها او را به زانو در آورده و دردها فريادش را بلند كرده و روزگار او را فريب داده و از روزگار در امان نيست كه جوانيش را از او ميگيرد و ثروتش از دستش ميرود و از فراز تخت قدرت فرود آيد بسوى گورى تنگ همانا ملك آن است كه از اين عيبها بدور باشد سپس اين شعر را سروده است :
اين الملوك و ابناء الملوك و من قاد الجيوش الا بئس ما عملوا باتوا على قلل الاجبال تحرسهم غلب الرجال و لم يمنعهم قلل فانزلوا بعد عزّ من معاقلهم و اسكنوا حفرا يا بئس ما نزلوا ناداهم صارخ من بعد ما دفنوا اين الاسرة و التيجان و الكلل أين الوجوه التى كانت منعّمة من دونها تضرب الاستار و الحلل فأفصح القبر عنهم حين سائلهم تلك الوجوه عليها الدود تنتقل قد طال ما اكلوا دهرا و ما شربوا فأصبحوا بعد طيب الاكل قد اكلوا سالت عيونهم فوق الخدود و لو رأيتهم ما هناك العيش يا رجل
1 - كجايند پادشاهان و فرزندان پادشاهان و فرماندهان لشكرها آگاه باش كه بد كردارى داشتند . 2 - بر فراز قله‌هاى كوه شبها را سحر كردند و دژبانان خشن آنان را نگهبانى ميكردند و نتوانستند مانع از مرگ آنان شوند . 3 - پس فرود آورده شدند از كاخها و جايگاهشان و جاى داده شدند گودالهاى قبر را و بد جايى فرود آورده شدند . 4 - پس از دفنشان فريادكننده اى آنان را صدا زد كه كجايند
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 73 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى