نسبت به خدا او را ستود و آزمايش كرد .
پس ادب به خدا اقتداء و پيروى از آداب خدا و نبى اكرم و اهل بيت پاكش عليهم السّلام است و آن عمل كردن بطاعت خدا و ستايش خدا در سختيها و راحتىها و شكيبائى در بلاهاست و بدين جهت ايوب پيغمبر بدرگاه خدا ناليد و گفت : « * ( أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ) * » ( 1 ) پروردگارا سختى به من رو آورد ولى تو رحمكننده اى درين جا از دو جهت ايوب با ادب سخن گفت يكى اينكه نگفت تو به من سختى رسانده اى جهت ديگر نگفت به من رحم كن بلكه گفت تو * ( « أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ » ) * هستى ايوب چنين كرد تا مقام صبر و شكيبائى خود را نگهدارى كند .
و نيز چنين گفته است ابراهيم خليل « * ( وَإِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ) * » ( 2 ) و هر گاه رنجور و بيمار شوم او مرا شفا بخشد نگفت هر گاه خدا مرا مريض كند از جهت حفظ ادب و در جاى ديگر ايوب گفته است : « * ( أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَعَذابٍ ) * » ( 3 ) شيطان مرا برنج و عذاب افكند اشاره كرد باينكه شيطان او را گرفتار كرد و مردم را فريب ميدهد و آزار مىرساند و تمام اين گفتار از انبيا ادب است نسبت با خدا در وقت سخن گفتن با او و گروهى از بندگان كوته فكر به خدا نسبت دروغ دادهاند و زشتىها را از طرف خدا دانسته پدران و مادران بىادب خود را برى از تمام زشتىها دانستهاند .
گفتهاند تمام آنچه كه در عالم و جهان هستى مىباشد از كفر
هامش
( 1 ) انبيا 82 .
( 2 ) شعراء 81 .
( 3 ) ص 41 .