ادا مىشود .
و اگر توبهء از آبروريزى ديگران است يا سخن و تهمت بدروغ بر مردم زده واجب است در اختيار آنان كه حقى بر او دارند قرار گيرد و از آنان اطاعت كند و اقرار نمايد بدروغى كه نسبت به آنان داده و حق آنان را ادا كند و ذمه اش را برى نمايد يا بوسيله اى آنان را از خودش راضى كند و اگر توبهء از آدمكشى يا مجروح كردن يا وارد كردن نقصى در بدن آنها باشد پس در مقابل صاحبان حق تسليم شود و رام گردد براى بيرون آمدن از حق آنان بطورى كه امر به آن از طرف خدا شده از قبيل قصاص يا مجروح كردن بدنش يا پرداختن ديه از كشتن نفس محترمى كه عمدا كشته اگر صاحبان مقتول بخواهند و بديه راضى شوند و گر نه در مقابل كشتن كشتن است .
و اگر توبهء از معصيت و گناه زنا يا ميخوارى و مانند اين گناهان باشد پس توبهء از آن گناه پشيمانى و ندامت است بر آن عمل زشت و قصد اين كه دو مرتبه به اين گناه بر نگردد ولى توبه تنها گفتن مرد استغفر الله ربى و اتوب اليه نيست گفتن اين كلمه نه حق خدا نه رسول نه امام و نه حق مردم را ادا مىكند .
پس گفتن مرد استغفر الله بدون اداى حق مردم مسخره كردن خودش مىباشد و گناه را بسوى خويش بدروغ ميكشاند چنانچه روايت شده كه همانا بعضى از مردم به مردى گذشت و حال اينكه او ميگفت استغفر الله و مردم را هم فحش ميداد فحش و استغفار را تكرار ميكرد
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 111
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص١١١