شاعرى چون مرا بىبهره بگذارند . مانند واو زايدى كه به عمرو بيفزايند و بر الف وصل كلمه اسم در بسم اللّه تنگ گيرند ؟
بعضى نيز گفتهاند زايدى است كه نيازى بدان نيست . و گويند : واو عمرو ، و بغلة شطرنج ( استر مادهء بازى شطرنج ) يكى است .
وثبة الأسد .
جستن شير . عبد اللّه بن معتزّ به المعتضد گفت :
هنّتك أمير المؤمنين سلامة * برغم عدوّ فى الحديد كظيم
و ثبت إليه و ثبة أسديّة * و صلت به صول الظّبا فى الرّيم
يعنى : اى امير المؤمنين به رغم دشمن خشمگين گرفتار در زنجير ، تندرستى به تو شاد باش گفت چون شير به سوى او جهيدى و چون آهوان كه به آهوى تمام سفيد يورش برند به سوى او تاختى .
وثبة النّمر .
ابو العيناء به عربى كه از او پرسيده بود : دربارهء صالح بن شيرازاد چه گويى ، گفت : ناشتا يك گوسفند مىخورد و ناهار گوسالهاى ، و چون پلنگ روى شكار مىپرد و دشمنش را چون روباه فريب مىدهد .
وجه الارض
- وجه النّهار .
وجه الأمر
- وجه النّهار .
وجه التخت
- وجه النّهار .
وجه الخير
- قادمة الجناح .
وجه الدّهر
- وجه النّهار .
وجه الصّنيعة
- وجه النّهار .
وجه القوم
- وجه النّهار .
وجه النّاصبىّ .
( صورت ناصبى ) « 1 » كه شيعه آن را سياه توصيف مىكند و هر چيز بسيار سياه را بدان مانند كنند ابو بكر خوارزمى اين بيت را گفته :
هامش
( 1 ) - ناصبى : كسى كه على بن ابى طالب ( ع ) را دشمن مىدارد . ( م . )