تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
من خواند :
لا تحقر المرء إن رأيت به * دمامة او رثاثة الحلل
فالنّحل لا شئ فى ضؤولته * يشتار منه الفتى جنى العسل
يعنى : هر گاه كسى را زشت ديدار و كهن جامه ديدى ، كوچك مشمارش زيرا در كندوى زنبور عسل نيز چيزى نيست با اين همه مرد از آن شهد و عسل مىچيند .

نخلة مريم .

ابن سمكة گفته عرب در امثال خود گويد : « أعظم بركة من نخلة مريم » يعنى : فلان چيز از درخت خرماى مريم نيز پر بركت‌تر است . و گفت آن درخت خرما از نوع « عجره » بود [ كه خرماى آن از گونهء پست و بهم چسبيده باشد ] و خداوند در قصهء مريم فرموده :
« وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا »
« 1 » . و صاحب كتاب المسالك و الممالك گفته : آن درخت در بيت لحم است و گويند دو هزار سال پيش كاشته بودند ميوه نمىداد . شيواترين تمثّل به نخلهء مريم اين دو بيت است كه شاعر گفته :
ألم تر أنّ اللّه أوحى لمريم * و هزّى اليك الجذع يسّاقط الرّطب
و لو شاء أن تجنيه من غير هزّه * جنته و لكن كلّ شئ له سبب
يعنى : نديدى كه خداوند به دل مريم افكند كه آن شاخهء نخل را به سوى خود بجنبان تا براى تو خرما فرو ريزد ؟ ! و گر خداوند مىخواست كه مريم بدون حركت دادن شاخه خرما بچيند مىتوانست امّا حكمت خداوند آن است كه براى هر چيزى سببى قرار دهد .

نخلتا حلوان .

در گردنهء حلوان دو درخت خرما بوده كه خسروان پارس نشانده بودند . مردم در همدمى روزگاران دراز و همنشينى و همسايگى كهن بدانها مثل زده‌اند
هامش
( 1 ) - سورهء مريم ، 25 .
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 525 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / رضا انزابى نژاد