عرب بهترين شنيدههاى خود را مىنويسند ، و بهترين نوشتههاى خود را به ياد مىسپارند و بهترين يادداشتهاى خود را مىگويند .
كاهنيّة باهلة
- عرّاف اليمامة .
كبد السماء .
استعارهء جگر [ يا دل ] آسمان از همان گونه است كه گويند عين السماء ، و أديم السماء ، و جلدة السماء ، و دمع السماء . شاعر گفته :
كالشّمس فى كبد السّماء محلّها * شعاعها فى سائر الآفاق
يعنى : [ ممدوح يا محبوب من ] مانند خورشيد است كه جايش در دل آسمان است و تابش آن به هر سوى كرانهها گسترده .
كتّاب السّواد
- صوفيّة الدّينور .
كتاب اللّه .
ابن الرومى به اين اضافه تمثّل جسته و گفته :
و كأنّما يمناى حين تناولت * يمناك إذ صافحتنى بكتاب
أخذت كتاب اللّه و هو مبشّر * بكرامة الرّضوان يوم حساب
يعنى : چون دست راست من با دست راست تو - آن گاه كه همراه نامهاى با من مصافحه كردى - به هم رسيدند گويى نامهء خداوند را گرفت كه كرامت خشنودى خداوند را در روز حساب بشارت مىداد .
كتّاب النثار .
به كاتبان و دبيران گويند كه با دبيران ديگر رفت و آمد نكنند . و خوارزمى مىگفت : « فلان من أدباء الدّار و كتّاب النّثار » .
از شاعرانى كه اين تركيب را در شعر خود به كار برده ، ابن عروس است كه گفته :
و لمّا أن رأيتهم وقوفا * على الجسرين كالحدأ الضّوارى
سألت فقيل كتّاب و لكن * ألم تسمع بكتّاب النّثار !
يعنى : چون آنها را - مانند زغنهاى شكارى . . . - كه روى دو پل ايستادهاند ، ديدم ، پرسيدم كيانند ، گفتند دبيران ، ليكن كتّاب نثار آيا [ نام آنان را ] نشنيدهاى ؟ [ مقصود اين است كه دبيران و نويسندگانى كه روى پل