غناء الطّير .
هر چيز بسيار خوش و دلنشين را به آواى پرندگان مانند كنند . بهترين سخنى كه در اين باره گفتهاند ، داستانى است كه جاحظ از زبان ابراهيم بن السندىّ بن شاهك آورده كه گفت : در روزگارى كه حكمران كوفه بودم به مردى از بزرگان آنجا - كه همواره درآمد و شد بود « 1 » و دمى آرام نمىگرفت و اين جنبش و كوشش او از براى رفع نيازهاى مردم و شادمان گردانيدن آنها بود ، نيز آدمى پاكيزه خوراك و گرامى و زبان آور بود - گفتم :
چه چيز سبب شده كه اين همه رنج بر تو آسان گردد و تو را در برابر خستگيها نيرو مىبخشد ؟ گفت : در بامدادان به آواى پرندگان بالاى شاخساران گوش مىدهم و نيز به لرزش سيمهاى تار و بازگردان نواى نى . و هيچ صداى خوشى چون صداى آن كه از مردى نيكوكار به صدايى رسا سپاسگزارى مىكند مرا خوش نمىآيد . گفتم : آفرين بر تو اى مرد ، و هزار نعمت خداوند بهرهء تو باد .
غناء العند ليب .
هر چيز دلنشين و نيكو را به آواى بلبل مانند كنند . يكى از شاعران همروزگار ما گفته :
سماء كصدر الباز و الأرض تحته * كأجنحة الطاووس فاشرب أبا نصر
عقارا كعين الدّيك تحلو بمسمع * يؤدّى غناء العندليب على قدر
يعنى : آسمانى چون سينهء باز و زمين در زير آن چون بالهاى طاووس است ، پس اى ابو نصر شراب صاف درخشان چون چشم خروس بنوش كه غلغل آن بتمامى به آواز هزاردستان مىماند و بر گوشها شيرين و دلنشين مىآيد .
غوطة دمشق .
يكى از چهار سرزمين زيبا و دل انگيز جهان باغستانهاى دمشق است و سه تاى ديگر عبارتند از : نهر الأبلّه ، و شعب بوّان ، و سغد سمرقند . جاى بسيار زيبا و سرسبز را به اينها مانند كنند . خوارزمى گويد من هر چهار اين مكانها
هامش
( 1 ) - متن : لا تجفّ كبده بود كه خطاست ، و از روى اقرب الموارد و نيز ضبط ابراهيم صالح : « لا تجفّ لبده » تصحيح كرديم ( م . ) .