يعنى : اگر احمد از ديدهء من نهان گشته ، امّا هرگز از چشم دل من پنهان نيست .
عين الكمال .
هر گاه چيزى به غايت كمال برسد چنان كه هر نگرنده را به شگفتى وادارد و از آن روى گزندى به آن برسد گويند عين الكمال [ - چشم زخم ] به او رسيد .
در دعاها گويند : صرف اللّه عنك عين الكمال مؤلف اين كتاب گويد :
أقول لمولانا خوارزم شاه لا * تزل بنداك الغمر للنّاس مالكا
هل المجد إلّا خلّة من خلالكا * أو البدر إلّا نقطة من جمالكا
جمعت المعالى و المحاسن كلّها * و قاك إله النّاس عين كمالكا
يعنى : به سرور خود ، خوارزمشاه ، همى گويم : با بخشش فراوان خود ، همواره صاحب و مالك مردم باشى مگر نه چنين است كه مجد و والايى يكى از خويهاى تو ، و ماه تمام نقطهاى از جمال تو است ؟ چون همهء والاييها و ارجمنديها در تو جمع آمده از خداوند مىخواهم كه تو را از عين الكمال نگاه دارد .
عين اللّه :
چشم خدا . من در كتاب خودم « المبهج » گفتهام : پادشاه دادگر با يارى خداوند نگهدارى مىشود و با چشم عنايت وى نگهبانى مىگردد . و در قصيدهاى در حق سلطان در گذشته گفتهام :
يا قاهر الملك و يا خاتم ال * أملاك بين الأخذ و الصّفح
عليك عين اللّه من فاتح * للأرض مستول على النّجح
راياته تنطق بالنّصر بل * تكاد تملى كتب الفتح
يعنى : اى پيروز بر هر سرزمينى ، واى نگين سرزمينهايى كه به دست آوردى يا رها كردى . خداوند نگهدار تو باد اى گشايندهء كشورها و اى چيره و كامياب ، پرچمهايت از پيروزى سخن مىگويند ، يا كه فتح و پيروزى را املاء مىكنند .
عين الماء
- عين العلا .
عين المتاع
- عين العلا .
عين المربد
- كاهل العرب .