عمر نوح .
مثل است در درازى . وهب بن منبّه گفته : عمر نوح هزار سال بود . زيرا او در پنجاه سالگى برگزيده شد و نهصد و پنجاه سال مردم را به خدا دعوت كرد در قرآن آمده :
« فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً »
« 1 » . . .
بسيارى ، به نظم و نثر به عمر نوح تمثّل جستهاند . محمد بن مكرّم دربارهء احمد ابن اسرائيل گفته :
قل لابن اسرائيل يا احمد * عمرك فى العالم لا ينفد
انّ زمانا انت مستوزر * فيه زمان عسر انكد
يا لبد الدّهر و يا عوجه * انت كنوح عمره سرمد
يعنى : به ابن اسرائيل بگوى : اى احمد زندگانى تو در جهان به سر نيايد براستى روزگارى كه تو را در آن به وزارت گماشتند روزگارى سخت و بىسود است .
اى لبد « 2 » و اى عوج « 3 » روزگار ، تو همچون نوح عمرى سرمدى دارى . . .
عمى حسّان
- فالج ابن ابى دؤاد .
عنّاب جرجان
- قشمش هراة .
عنبر الشّحر .
به عنبر شحر مثل زنند . شاعر گفته :
و لو كنت عطرا كنت من عنبر الشّحر
يعنى : اگر عطر بودى ، عنبر شحر مىشدى . صاحب كتاب « المسالك و الممالك » گفته : شحر جزيرهاى است در دويست فرسخى عمّان ، و گويند عنبر از كف درياى سرنديب به عمل مىآيد ، بعضى نيز گفتهاند از معدنى در سرنديب به دست مىآيد ، بعضيها نيز بر آن پندار هستند كه عنبر عبارت است از سرگين چهارپايى در درياى هند .
هامش
( 1 ) - سورهء هود - 40 .
( 2 ) - لبد نام كركس پسين لقمان بود كه به عمر هفت كركس زيست و گويند يكهزار و سيصد سال بماند . ( م . )
( 3 ) - عوج بن عوق [ در تداول عنق ] كه از زمان آدم تا موسى عليهما السلام بزيست يعنى سه هزار و پانصد سال . ( م . )