باز پردازد كسب كند و بدهد . و او روزى غفلت گماشتگان و مأموران را غنيمت شمرده و خود را در دجله غرق كرد . خدايش از او خرسند گردد و خرسندش گرداند و فردوس را جايگاه او سازد .
عام الجحاف .
همان گونه كه مردم سالى را كه در آن حكمران حبشه با فيل به مكه درآمد ، آن را عام الفيل خواندند و يا سالى را كه - در روزگار عمر بن خطّاب ( رض ) خشكسال شد و قحطى روى داد ، آن را عام الرّماده خواندند سال هشتم هجرى را كه در مكه سيل آمد و بسيارى از مردم و حتى شتران را كه بار مىبردند با خود برد عام الجحاف ناميدند .
عام جميله
- عام ابن عمّار .
عام الحزن .
پيامبر ( ص ) سال ششم « 1 » پس از وحى خود را كه در آن سال هم حضرت خديجه ( س ) و هم ابو طالب ( ع ) در گذشتند سال اندوه ناميد .
عام الرّمادة
- عام الجحاف .
عبّة الطائر .
- حسوة طائر .
عبد بنى الحسحاس
- وضّاح اليمن .
عبد العين .
خدمتگزارى را كه تا پيش چشم آدمى باشد خدمت كند و چون دور از چشم باشد كار و خدمتى نمىكند بندهء چشم خوانند . جاحظ گويد : ريا كارى كه چون در پيش چشم باشد كار كند و شتاب ورزد و خود را فرمانبر بنمايد و چون از ديده نهان گشت جز اين باشد « عبد عين » خوانند . شاعر گفته :
و مولى كعبد العين امّا لقاؤه * فيرضى و أمّا غيبه فظنون
يعنى : حضور خدمتگارى چون عبد العين خرسند كننده است امّا در نهان و غيبت ، گمانها و شكهاى بسيار است ( يعنى پشت سر ، خيرخواه و يكدل نيست ) .
هامش
( 1 ) - وفات ايشان سه سال پيش از هجرت بوده برابر سال دهم بعثت . با سپاسگزارى از آقاى خاتمىپور ( م ) .